«رهیاب» بررسی کرد؛
خیانت پهلوی با امضای قراردادهای ننگین
حکومت پهلوی با تکیه بر بیگانگان، واگذاری امتیازات حیاتی، سرکوب ملت، تحقیر هویت دینی و چشمپوشی از حقوق سرزمینی، مسیری را پیمود که نه به پیشرفت ایران، بلکه به تضعیف استقلال، عزت ملی و اعتماد تاریخی مردم انجامید.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطّلاعرسانی «رهیاب»؛ در دوران حکومت پهلوی، یکی از مهمترین مصادیق خیانت به منافع ملی ایران، وابستگی عمیق سیاسی و امنیتی به قدرتهای خارجی بود. از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با طراحی مستقیم آمریکا و انگلیس انجام شد، محمدرضا پهلوی عملاً مشروعیت خود را نه از مردم، بلکه از حمایت بیگانگان میگرفت. این وابستگی باعث شد تصمیمهای کلان کشور در حوزه سیاست خارجی، امنیتی و حتی اقتصادی، با چراغ سبز واشنگتن و لندن اتخاذ شود و استقلال واقعی ایران بهشدت تضعیف گردد.
یکی دیگر از خیانتهای آشکار پهلوی، غارت منابع ملی و واگذاری امتیازات حیاتی کشور بود. قراردادهای ناعادلانه نفتی، سهم ناچیز ایران از درآمدهای نفتی را تضمین میکرد و سود اصلی به شرکتهای خارجی میرسید. حتی پس از اصلاحات ظاهری، ساختار وابسته اقتصاد نفتی حفظ شد و درآمدهای هنگفت نفت، بهجای توسعه متوازن کشور، صرف خرید تسلیحات غیرضروری و تأمین منافع قدرتهای غربی گردید.
در حوزه داخلی، رژیم پهلوی با سرکوب سیستماتیک مردم و نابودی آزادیهای سیاسی، عملاً مسیر رشد اجتماعی و سیاسی کشور را مسدود کرد. ساواک بهعنوان ابزار اصلی سرکوب، با بازداشت، شکنجه و حذف مخالفان، فضای رعب و خفقان ایجاد کرد. این رویکرد نهتنها نخبگان و نیروهای مستقل را از صحنه خارج ساخت، بلکه شکاف عمیقی میان حکومت و ملت بهوجود آورد که پایههای اجتماعی کشور را فرسوده کرد.
در نهایت، پهلویها با تضعیف هویت دینی و فرهنگی ایران، ضربهای بلندمدت به انسجام ملی وارد کردند. سیاستهای غربزده، تحقیر ارزشهای بومی و مقابله با نهادهای دینی، جامعه را دچار ازخودبیگانگی کرد. این رویکرد، در کنار وابستگی خارجی و سرکوب داخلی، نشان داد که حکومت پهلوی نه در خدمت پیشرفت واقعی ایران، بلکه در مسیر تأمین منافع بیگانگان و حفظ قدرت خود حرکت میکرد.
یکی دیگر از خیانتهای تاریخی حکومت پهلوی، چشمپوشی و واگذاری عملی بخشهایی از منافع سرزمینی ایران به قدرتهای خارجی بود؛ از جمله پذیرش جدایی بحرین در سال ۱۳۴۹ که بدون برگزاری همهپرسی واقعی و برخلاف پیشینه تاریخی ایران انجام شد. این تصمیم در فضایی از فشار سیاسی انگلستان و برای جلب رضایت غرب اتخاذ شد و نشان داد رژیم پهلوی حاضر است برای حفظ حمایت خارجی، از حقوق مسلم و تمامیت ارضی کشور عقبنشینی کند؛ اقدامی که بهعنوان لکهای ماندگار در کارنامه سیاسی آن دوران ثبت شد.
حکیمه لویمی در گفتگو با خبرنگار شبکه اطلاعرسانی «رهیاب»؛ با اشاره به اینکه انقلاب کبیر اسلامی در سال ۱۳۵۷ به رهبری امام خمینی«ره» به پیروزی رسید و پس از آن امام خامنهای«مدظله العالی» در کشور جهش ایجاد کرد اظهار کرد: به فرموده ایشان ملت ایران در نظام جمهوری اسلامی، مسئولان گوناگون و آحاد مردم همه در این موفقیتها شریکاند. ما یک موفقیتهایی داشتهایم این که در رأس این موفقیتها نابودکردن یک نظام استبدادی ظالم حق کش بیایمان وابسته به آمریکا و غرب است.
دستاوردهای مهم و فراروان انقلاب اسلامی پس از پیروزی
وی با اشاره به اینکه انقلاب اسلامی در مقایسه با دوران پهلوی دستاوردهای فراوانی در حوزههای مختلف داشته که با دوران پیش از انقلاب اسلامی قابلمقایسه نیست افزود: در دوران پهلوی نقاط ضعف شدیدی در حوزههای جهانی اقتصاد، سیاست، امنیت، کشاورزی، ورزش، علوم اسلامی، بهداشت و سلامت، رفاه و سطح معیشت زندگی، زیر ساختهای عمرانی و اساسی، صنعت و...داشتیم.
مسئول خواهران بسیج اقشار خوزستان بخشی از جنایات رژیم پهلوی را برشمرد و عنوان کرد: کشتار دانشجویان دانشگاه تهران در آذرماه سال ۱۳۳۲، به خاک و خون کشیدن اعتراضات دانشجویان تبریز، کشتار رژیم شاه در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ حمله و یورش مزدوران رژیم پهلوی به مسجد کرمان، فساد اخلاقی خانواده شاه و درباریان و وجود ترسناک و خطرناکترین سازمانهای جاسوسی دنیا در دوره پهلوی بود.
جنایات ساواک
وی با اشاره به اینکه در دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی، ساواک «یا همان سازمان اطلاعات و امنیت کشور» مهمترین نهاد امنیتی و اطلاعاتی بود که با همکاری آمریکا در سال ۱۳۳۵ شمسی تأسیس شد خاطرنشان کرد: مهمترین گروههایی که ساواک آنها را مخالف رژیم میدانست و به مقابله با آنها پرداخت چهار گروه بودند.
لویمی با برشمردن چهار گروه؛ اول نیروهای چپ و حزب توده، دوم جبهه ملی و گروههای ملی، سوم روحانیون و گروههای مذهبی بهگونهای که رژیم، توسط ساواک امام را به خارج از کشور تبعید نمود و به سرکوب روحانیون و نیروهای مذهبی پرداختند، چهارم روشنفکران و دانشجویان تأکید کرد: ساواک در خارج از کشور، دانشجویان و ایرانیان مقیم کشورهای خارجی را کنترل میکرد و برای این امر با پلیس سایر کشورها نیز همکاری متقابل داشت.
وی با اشاره به اینکه ساواک بر رفتار دولت، مجلسیها و احزاب کنترل کامل داشت و اعمال آنان را به شاه گزارش میداد تصریح کرد: فعالیت ساواک به مسائل امنیتی محدود نمیشد؛ بلکه بهمرور در تمام شئون کشور دخالت میکرد و در واقع، قدرتی مافوق قدرت دولت بود. ساواک بر عملکرد احزاب و گروههای مختلف مذهبی و غیرمذهبی کنترل کامل داشت و هر گونه اعتراض و عملکرد علیه شاه را بهشدت سرکوب میکرد.
این مقام مسئول با بیان اینکه ساواک شکنجه و کشتار هزاران بیگناه را یا با کوچکترین مخالفت رقم میزد ادامه داد: از دیگر جنایات این دوران به شکلگیری حلبی نشینهای ایران در اطراف شهرهای بزرگ، کشتار دهها هزار شهید مظلوم از مردم بیگناه ایران در جریان انقلاب، حضور ۶۰ هزار مستشار آمریکایی در ایران، اعطای حق مصونیت قضایی یا کاپیتولاسیون «خود تحقیری» به مستشاران آمریکایی، جداشدن بخشهایی از خاک کشور بهخصوص جداشدن بحرین از ایران، فاجعه مدرسه فیضیه، قتلهای هدفمند مخالفان سیاسی، کشتار مردم معترض دیکتاتوری و استبداد محمدرضا شاه پرداخت.
از خودباختگی فرهنگی تا وابستگی سیاسی؛ میراث واقعی پهلوی
کمال مطوری در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «رهیاب»؛ ضمن تبریک ایام دهه مبارک فجر و اعیاد شعبانیه، بهویژه میلاد باسعادت حضرت ولیعصر (عج)، به تبیین ابعاد مختلف جنایتها و خیانتهای حکومت پهلوی پرداخت و اظهار کرد: بررسی تاریخی عملکرد این سلسله نشان میدهد که دستکم دو محور اساسی در شکلگیری بسیاری از آسیبهای ماندگار کشور نقش داشته است؛ نخست، تلاش سیستماتیک برای خودباختگی فرهنگی و فکری جامعه، و دوم، وابستهسازی سیاسی و منکوبسازی استعدادهای بومی بود.
وی با اشاره به سیاستهای فرهنگی دوران پهلوی اظهار کرد: در دوره رضاخان، برای نخستینبار در تاریخ پس از رسمیشدن مذهب تشیع در ایران، مقابله علنی و خشن با دین و مظاهر مذهبی در دستور کار حاکمیت قرار گرفت. کشف حجاب اجباری، محدودسازی فعالیتهای روحانیت، تعطیلی یا کنترل منابر و مقابله با مجالس دینی، بخشی از این پروژه ضدفرهنگی بود که با زور سرنیزه و چکمه اجرا شد.
مدرس دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه فرهنگیان ادامه داد: این روند در دوره محمدرضا پهلوی با شکل دیگری دنبال شد؛ بهویژه از طریق ترویج فساد اخلاقی و سرگرمیهای انحرافی. نقش فرح پهلوی در راهاندازی جشنوارهها و برنامههایی نظیر «جشن هنر شیراز» یا مسابقات موسوم به انتخاب دختر زیبا، در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ برنامههایی که نهتنها هیچ نسبتی با پیشرفت فرهنگی، اقتصادی یا انسانی جامعه نداشت، بلکه به اعتراف برخی دیپلماتهای خارجی، صحنه بروز رفتارهای آشکارا غیراخلاقی بود.
وی با اشاره به اسناد و خاطرات منتشرشده از درون دربار افزود: فساد اخلاقی شخص شاه نیز در خاطرات افرادی چون ارتشبد حسین فردوست، ثریا اسفندیاری و دیگر نزدیکان دربار بهصراحت بیان شده است. حاکمی که خود گرفتار فساد است، طبعاً نمیتواند جامعهای سالم و متعهد را راهبری کند.
مدرس دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه فرهنگیان در ادامه به بُعد سیاسی خیانتهای پهلوی پرداخت و گفت: وابستگی محض به قدرتهای شرق و غرب، از ویژگیهای اصلی حکومت پهلوی بود. در این منطق، پیشرفت کشور تنها در گرو اتصال به بیگانگان تعریف میشد و استعداد ایرانی عمداً تحقیر و سرکوب میگردید. اظهارات تحقیرآمیز برخی مقامات وقت، از جمله نخستوزیر رژیم پهلوی، نمونهای روشن از این نگاه است که توان ایرانی را ناتوان از ورود به عرصههای صنعتی و راهبردی میدانست.
مطوری با مقایسه این رویکرد با گفتمان انقلاب اسلامی تصریح کرد: امام خمینی(ره) با طرح صریح «ما میتوانیم»، نقطه مقابل این تفکر وابسته را بنا نهاد. این گزاره صرفاً یک شعار نبود، بلکه مبنای بازگشت هویت ایرانی–اسلامی و اعتماد به نفس ملی شد؛ امری که ثمرات آن امروز در حوزههای مختلف علمی، پزشکی، فناوریهای نوین، صنایع دفاعی و تولید علم بهوضوح قابل مشاهده است.
وی در پایان با اشاره به نمونههایی همچون پیشرفتهای حوزه سلولهای بنیادی، صنعت هستهای و فناوریهای نوین افزود: اگر استعداد ایرانی در دوره پهلوی مجال بروز نیافت، پس از انقلاب اسلامی با اتکا به ایمان، خودباوری و حمایت ساختاری، توانست جایگاه ایران را در سطح منطقه و جهان ارتقا دهد. این واقعیت، خود گواهی روشن بر عمق خیانتهای گذشته و درستی مسیر انتخابشده توسط ملت ایران است.
در دوران حکومت پهلوی؛ اقتصاد ایران کاملاً وابسته به الگوی توسعه غربی بود
حجتالاسلام احمد نظرپور در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطّلاعرسانی «رهیاب»؛ با اشاره به ماهیت وابسته حکومت پهلوی اظهار کرد: یکی از بارزترین و غیرقابل انکارترین صفات رژیم پهلوی، وابستگی کامل به دولتهای بیگانه بهویژه آمریکا و انگلیس بود؛ وابستگیای که عملاً سکان اداره کشور را در اختیار قدرتهای غربی قرار داده بود.
وی افزود: این وابستگی تا جایی پیش رفت که حتی تصمیمگیریهای کلان نظامی نیز بدون نظر بیگانگان امکانپذیر نبود. چنانکه ملکه پهلوی صراحتاً اذعان میکند برای تعیین فرمانده قشون ایران، افسران انگلیسی تصمیم میگرفتند و حکومت تنها مجری اوامر آنان بود؛ این مسئله نشان میدهد رضاخان و محمدرضا پهلوی عملاً فاقد اختیار مستقل بودند.
این کارشناس مسائل سیاسی با استناد به خاطرات حسین فردوست، از چهرههای مؤثر اطلاعاتی رژیم پهلوی، گفت: فردوست تصریح میکند شرط اصلی رسیدن به مناصب مهم حکومتی، وابستگی به سیاستهای آمریکا و انگلیس بود. با چنین ساختاری، طبیعی است که برنامههای توسعهای محمدرضا پهلوی نهتنها به پیشرفت منجر نشد، بلکه عقبماندگی و وابستگی مضاعف را برای کشور بهدنبال داشت.
نظرپور ادامه داد: در حوزه فرهنگی نیز رژیم پهلوی پروژهای هدفمند برای استحاله هویت دینی مردم طراحی کرده بود. ترویج فساد درباری، بیبندوباری اجتماعی و برگزاری برنامههایی مانند «جشن هنر شیراز» نمونهای آشکار از تلاش برای نفوذ فرهنگ غرب و تضعیف فرهنگ اسلامی جامعه بود؛ جشنهایی که حتی در ماه مبارک رمضان با صحنههای وقیح برگزار شد.
وی با اشاره به وضعیت اقتصادی کشور در دوران پهلوی بیان کرد: اقتصاد ایران کاملاً وابسته به الگوی توسعه غربی بود. نیکی کدی، مورخ آمریکایی، تأکید میکند محمدرضا پهلوی وابستگی اقتصادی ایران به غرب را بهشدت افزایش داد و حتی به گفته مارک گازیوروسکی، قیمت نفت ایران نیز بر اساس سیاستهای انرژی آمریکا تنظیم میشد.
این کارشناس سیاسی خاطرنشان کرد: عمق این وابستگی به جایی رسید که طبق گزارش روزنامه رستاخیز در تیرماه ۱۳۵۷، ایران حتی در تأمین مرغ و خوراک طیور نیز وابسته به واردات بود؛ مسئلهای که نشاندهنده فروپاشی امنیت غذایی در کشوری با ظرفیتهای گسترده کشاورزی است.
نظرپور در ادامه به وابستگی نظامی رژیم پهلوی اشاره کرد و گفت: ارتش پهلوی نه ستون اقتدار ملی، بلکه نهادی وابسته به مستشاران خارجی بود. رابرت گراهام، خبرنگار فایننشال تایمز، مینویسد ایران بدون کمک آمریکا حتی توان یک روز جنگیدن مستقل را نداشت؛ این یعنی سلب کامل استقلال دفاعی.
وی با اشاره به بحران معیشت مردم در آن دوران تصریح کرد: جان فوران، استاد دانشگاه کالیفرنیا، مینویسد میلیونها ایرانی در دهه ۵۰ دچار سوءتغذیه بودند و بیش از نیمی از شهرنشینان وضعیت تغذیهای نامناسب داشتند. این آمارها در کنار اعتراف محمدرضا پهلوی به کاهش ۴۰ درصدی قدرت خرید مردم، نشاندهنده شکست کامل نظام اقتصادی پهلوی است.
این کارشناس مسائل سیاسی در پایان با اشاره به وضعیت علمی کشور گفت: بهگفته یرواند آبراهامیان، اکثریت جمعیت بزرگسال ایران بیسواد بودند و پدیده «فرار مغزها» نخستینبار در همین دوره برای ایران به کار رفت. حتی اسدالله علم نیز اذعان میکند آموزش و بهداشت رایگان عملاً پوششی تبلیغاتی بود. مجموعه این شواهد، تصویری روشن از خیانت ساختاری رژیم پهلوی به استقلال، هویت و آینده ایران ارائه میدهد.
به گزارش «رهیاب»؛ حکومت پهلوی با وابستگی کامل به آمریکا و انگلیس، غارت منابع ملی، سرکوب ملت، تضعیف فرهنگ دینی، وابستگی اقتصادی و نظامی، و بیتوجهی به آموزش و امنیت غذایی، نهتنها استقلال و عزت ایران را زیر سؤال برد، بلکه زمینه عقبماندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور را نیز فراهم کرد و میراثی از خیانت و وابستگی برای نسلهای بعد برجای گذاشت.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!