کارشناس مسائل سیاسی مطرح کرد:
پهلوی سلطنتی بر پایه غارت
کارشناس مسائل سیاسی، با تشریح ابعاد فساد و وابستگی پهلوی گفت: حکومت پهلوی از آغاز تا سقوط، بر پایه غارت اموال مردم، سرکوب مخالفان و تسلیم در برابر بیگانگان بنا شد و نتیجهای جز فروپاشی نداشت.
ناصر سوادیپور در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطّلاعرسانی «رهیاب»؛ با اشاره به آغاز سلطنت رضا شاه اظهار کرد: دوران پهلوی از همان ابتدا با سرکوب، غارت اموال عمومی و مصادره گسترده زمینهای کشاورزان همراه بود. رضا شاه با تصاحب زمینهای مرغوب و اشرافزاده کردن خود، سنگبنای نظامی مبتنی بر ظلم، رانت و چپاول را گذاشت؛ بهگونهای که بر اساس اسناد تاریخی، بیش از یکسوم زمینهای حاصلخیز کشور در اختیار او قرار داشت.
وی افزود: استبداد پهلوی تنها به حوزه اقتصاد محدود نمیشد، بلکه در عرصه سیاست نیز با حذف فیزیکی و امنیتی مخالفان، فضای خفقان مطلق بر جامعه حاکم شد. در تاریخ شفاهی ارتش، اعترافات متعددی از افسران ارشد وجود دارد که نشان میدهد بسیاری از بازداشتها بدون حکم قضایی و صرفاً به دستور مستقیم شخص شاه انجام میگرفت.
کارشناس مسائل سیاسی در ادامه با اشاره به دوره محمدرضا پهلوی گفت: فساد مالی در این دوره به شکل شبکهای سازمانیافته پیرامون دربار شکل گرفت. رشوهخواری، قاچاق و زدوبندهای سیاسی به امری رایج تبدیل شده بود و اسناد سفارتخانههای خارجی از پرداختهای کلان به شاه و اطرافیانش برای تأمین منافع غرب پرده برمیدارد. در بسیاری از خاطرات رجال سیاسی نیز آمده که معاملات نفتی بدون نظارت ملی و با امتیازدهی آشکار به شرکتهای خارجی انجام میشد.
وی افزود: وابستگی پهلوی صرفاً اقتصادی نبود، بلکه ایران در دوره محمدرضا شاه عملاً به پایگاه نفوذ امنیتی قدرتهای بیگانه تبدیل شد. حضور مستشاران آمریکایی در قلب ارتش و ساختارهای امنیتی، نشانهای آشکار از تسلیم ملی بود؛ تا جایی که طبق خاطرات برخی فرماندهان نظامی، تصمیمهای کلیدی ارتش بدون تأیید مستشاران خارجی قابلیت اجرا نداشت.
سوادیپور با تأکید بر نقش ساواک خاطرنشان کرد: ساواک نه یک نهاد اطلاعاتی معمول، بلکه ابزار وحشت، سرکوب و شکنجه سیستماتیک بود. اسناد و شهادتهای مربوط به بازداشتگاههای مخفی نشان میدهد که بسیاری از زندانیان سیاسی تحت شکنجههای شدید جسمی و روحی جان باختند و حتی اعترافات مأموران سابق ساواک پس از انقلاب نیز این جنایتها را تأیید میکند.
وی تصریح کرد: فساد اخلاقی دربار نیز بخشی جدانشدنی از انحطاط پهلوی بود. جشنهای پرهزینه، عیاشیهای بیحد و روابط خارج از چارچوب، نماد فاصله عمیق خاندان سلطنتی با مردم بهشمار میرفت؛ تا جایی که حتی برخی منابع و رسانههای غربی نیز به این بیاخلاقیها اشاره کرده و آن را نشانه گسست حاکمیت از جامعه ایران دانستهاند.
کارشناس مسائل سیاسی در پایان گفت: مجموعه این خیانتها، فسادها و سرکوبها باعث شد شکاف میان مردم و حکومت هر روز عمیقتر شود. سقوط پهلوی نتیجه طبیعی نظامی بود که بر پایه وابستگی، زور و چپاول بنا شده بود و تاریخ انقلاب اسلامی نشان داد که مردم ایران دیگر تحمل سایه چنین حکومتی را نداشتند و با قیامی مردمی، بساط سلطنت را برای همیشه برچیدند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!